تبليغاتX
ابلوموف

جمعه 1386/06/02

ن / ش

می‌ک...مت

اگه یه روز با غریبه ببینمت.

نوشته شده توسط ابلوموف در 6:7 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1386/05/21

یک روز از خواب پا میشی

می‌بینی رفتی به گا...

 

نوشته شده توسط ابلوموف در 21:46 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/12/27

با همه ي بي حوصلگي ام بگويم٬ كه ديگر من حوصله ام سر آ مده است....

 

برو كنار!!!

نوشته شده توسط ابلوموف در 1:34 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/11/15

فقط همین.

گاهی اوقات برای زنده ماندن باید مرد...

نوشته شده توسط ابلوموف در 18:41 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/10/20

این خانه سیاه است.

مي خوام بگم من اون آدمي ام كه تو تاريكي كنار يه دختر خوشگل داره از پنجره ي ابري بيرونو نگاه ميكنه و سيگار camel مي كشه و تونيك ودكا مي خوره ... آره، اون منم.

 

قهرمان در آشپزخانه است- سام شپارد؛ ترجمه ي حميد امجد.

از مجموعه نمايشنامه ي  "دكه ي بين راه"

 

 

نوشته شده توسط ابلوموف در 21:36 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/10/10

بیا با هم تکرار کنیم

من مردي ام كه قابل اعتماد نيستم.

براي موجودي مثله من حقيقت پديده اي ناپايداره.

مردي ام گيج و عاجز از به ياد آوردن اون همه افتضاح هاي شخصيم.

.

.

.

و بنابراين محكومم که تكرارشون كنم، هميشه و هميشه تا ابد.

 

 

نوشته شده توسط ابلوموف در 17:14 |  لینک ثابت   •